هوش مصنوعی: این شعر از نگارا گلایه می‌کند که او یاد و خاطره‌ی شاعر را فراموش کرده و به جای او، دیگران را در آغوش گرفته است. شاعر از بی‌توجهی نگارا به دردها و نیازهایش شکایت می‌کند و بیان می‌کند که نگارا او را به سوی وصال می‌برد اما در نهایت در را به رویش نمی‌گشاید. همچنین، شاعر از وعده‌های بی‌پایان نگارا و داغ‌هایی که بر دلش می‌نهد، گلایه می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، بیان دردها و رنج‌های عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

غزل ۷۷۸ - نگارا، یاد می‌داری که یاد ما نمی‌کردی؟

نگارا، یاد می‌داری که یاد ما نمی‌کردی؟
سگان را در بر خود جای و جای ما نمی‌کردی؟ ۱

چو جانت می‌سپرد این تن به جز خونش نمی‌خوردی؟
چو خوانت می‌نهاد این دل به جز یغما نمی‌کردی؟ ۲

نشان درد می‌دیدی ولی درمان نمی‌دادی
به کوی وصل می‌بردی ولی در وا نمی‌کردی؟ ۳

نخستین روزت ار با من نبودی فتنه اندر سر
چو رخ در پرده پوشیدی دگر پیدا نمی‌کردی ۴

به پس فردا رسید آن کم به فردا وعده می‌دادی
چرا فردا همی گفتی؟ چو پس‌فردا نمی‌کردی ۵

دلم را می‌نهی داغی و گرنه در چنین باغی
رخ از خیری نمی‌بردی دل از خارا نمی‌کردی ۶

دوای اوحدی جستم ز درد سر بنالیدی
گرت سودای ما بودی چنین صفرا نمی‌کردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷۷ - نظری گر ز سر لطف به کارم کردی
گوهر بعدی:غزل ۷۷۹ - ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.