هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از عشق به عنوان یک تجربه روحانی و والا یاد میکند. شاعر از زیبایی معشوق و عشق به او به عنوان یک ارزش والا و بیهمتا یاد میکند و از عشق به عنوان یک تجربه معنوی و عرفانی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم و اصطلاحات به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۷۸۲ - زهی! زلف و رخت قدری و عیدی
زهی! زلف و رخت قدری و عیدی
قمر حسن ترا کمتر معیدی ۱
همه خوبان عالم را بدیدم
بر آن طوبی ندارد کس مزیدی ۲
مراد چرخ ازرق جامه آنست
که باشد آستانت را مریدی ۳
برآن درگه بمیرم، بس عجب نیست
به کوی شاهدی گور شهیدی ۴
به گنجی میخرم وصل ترا، گر
ز کنجی بر نیاید من یزیدی ۵
شبی در گردنت گویی بدیدم
دو دست خویش چون حبل الوریدی ۶
به مستوری ز مستان رخ مگردان
که بعد از وعده نپسندم وعیدی ۷
هر آحادی چه داند سر عشقت؟
که همچون اوحدی باید وحیدی ۸
اگر غافل نشد جان تو از عشق
ز دل پرداز او بر خوان نشیدی ۹
قمر حسن ترا کمتر معیدی ۱
همه خوبان عالم را بدیدم
بر آن طوبی ندارد کس مزیدی ۲
مراد چرخ ازرق جامه آنست
که باشد آستانت را مریدی ۳
برآن درگه بمیرم، بس عجب نیست
به کوی شاهدی گور شهیدی ۴
به گنجی میخرم وصل ترا، گر
ز کنجی بر نیاید من یزیدی ۵
شبی در گردنت گویی بدیدم
دو دست خویش چون حبل الوریدی ۶
به مستوری ز مستان رخ مگردان
که بعد از وعده نپسندم وعیدی ۷
هر آحادی چه داند سر عشقت؟
که همچون اوحدی باید وحیدی ۸
اگر غافل نشد جان تو از عشق
ز دل پرداز او بر خوان نشیدی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۱ - نگارا، گر چه میدانم که بس بیمهر و پیوندی
گوهر بعدی:غزل ۷۸۳ - ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.