هوش مصنوعی: این متن بیانگر احساسات عمیق و دردناک شاعر از عشق نافرجام و نابرابری اجتماعی است. شاعر از بی‌عدالتی و تحقیر خود در برابر معشوق و جامعه شکایت می‌کند و از ناتوانی در تغییر شرایط خود می‌نالد. او همچنین به بی‌تفاوتی معشوق و رقیبانش اشاره می‌کند و از سرنوشت تلخ خود ابراز ناراحتی می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند نابرابری اجتماعی و تحقیر نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.

غزل ۸۲۷ - گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی

گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
ماجرای پادشاهان کس نگوید با غلامی ۱

رای آن دارم که روی از زخم شمشیرت نپیچم
کم نه روی اعتراضست و نه روی انتقامی ۲

تا تو روزی رخ نمایی، یا شبی از در درآیی
من بدین امید و سودا می‌برم صبحی به شامی ۳

بر سر کوی تو سگ را قدر بیش از من، که آنجا
من نمییارم گذشت از دور و او دارد مقامی ۴

گر ز نام من شنیدن ننگ داری سهل باشد
همچو ما شوریدگان را خود نباشد ننگ و نامی ۵

آنقدر فرصت نمییابم که برخوانم دعایی
آن چنان محرم نمییابم که بفرستم سلامی ۶

آخرالامرم ز دستان تو یا دست رقیبان
بر سر کویی ببینی کشته، یا در پای بامی ۷

گر سفر کردند یارانم سعادت یار ایشان
آن که رفت آسود، مسکین من که افتادم به دامی ۸

دوش مینالیدم از جور رقیبت باز گفتم:
اوحدی، گر پخته‌ای چندین چه میجوشی ز خامی؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۲۶ - شاد گردم که هر به ایامی
گوهر بعدی:غزل ۸۲۸ - مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.