هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و از معشوق خود میخواهد که به او بازگردد. او از درد هجران و بیقراری خود میگوید و امیدوار است که معشوق با لطف و کرم خود به سوی او بازآید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۸۷۹ - چه شود کز سر رحمت به سرم باز آیی؟
چه شود کز سر رحمت به سرم باز آیی؟
در وصلی بگشایی ز درم باز آیی؟ ۱
از برم صبر و قرار و دل و دانش بردی
نام اینها نبرم گر به برم باز آیی ۲
چون ز هجر تو شوم کشته بیایی، دانم
چه تفاوت کند ار زودترم باز آیی؟ ۳
گر بدانم که کجایی؟ به سرت پیش آیم
ور بدانی که چه زارم؟ به سرم بازآیی ۴
قوت آمدنم نیست به نزد تو مگر
هم تو لطفی بکنی و به کرم باز آیی ۵
اوحدی شد چو هلالی ز فراقت، چه شود؟
گر درین هفته چو ماه از سفرم بازآیی ۶
در وصلی بگشایی ز درم باز آیی؟ ۱
از برم صبر و قرار و دل و دانش بردی
نام اینها نبرم گر به برم باز آیی ۲
چون ز هجر تو شوم کشته بیایی، دانم
چه تفاوت کند ار زودترم باز آیی؟ ۳
گر بدانم که کجایی؟ به سرت پیش آیم
ور بدانی که چه زارم؟ به سرم بازآیی ۴
قوت آمدنم نیست به نزد تو مگر
هم تو لطفی بکنی و به کرم باز آیی ۵
اوحدی شد چو هلالی ز فراقت، چه شود؟
گر درین هفته چو ماه از سفرم بازآیی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۸ - ای در دل من چو جان کجایی؟
گوهر بعدی:غزل ۸۸۰ - با دشمنان ما شد هم خانه آشنایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.