هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و آشنایی سخن میگوید و از درد فراق و سوختن در آتش عشق حکایت میکند. شاعر از دشمنان و آشنایی با آنها، سوختن در آتش عشق مانند پروانه، و ناامیدی از وفاداری در عشق میگوید. در نهایت، شاعر از آرزوی پیمان بستن با معشوق و پایان دادن به سخنان طولانی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عشق و فراق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۸۸۰ - با دشمنان ما شد هم خانه آشنایی
با دشمنان ما شد هم خانه آشنایی
کرد از فراق ما را دیوانه آشنایی ۱
روزی هزار نوبت از شمع عارض خود
ما را بسوخت همچون پروانه آشنایی ۲
از زلف و خال مشکین پیوسته بر رخ و لب
هم دام عشق دارد هم دانه آشنایی ۳
ترس خدا ندارد در سینه شهر سوزی
مویی وفا ندارد در شانه آشنایی ۴
آن روز کاشنا شد با من به دلنوازی
گفتم که: زود گردد بیگانه آشنایی ۵
پیمانهٔپر از می در ده، مگر که با ما
پیمان کند چو بیند پیمانه، آشنایی ۶
ای اوحدی، چه حاجت چندین سخن؟ که حرفی
بس، گر چنانکه باشد در خانه آشنایی ۷
کرد از فراق ما را دیوانه آشنایی ۱
روزی هزار نوبت از شمع عارض خود
ما را بسوخت همچون پروانه آشنایی ۲
از زلف و خال مشکین پیوسته بر رخ و لب
هم دام عشق دارد هم دانه آشنایی ۳
ترس خدا ندارد در سینه شهر سوزی
مویی وفا ندارد در شانه آشنایی ۴
آن روز کاشنا شد با من به دلنوازی
گفتم که: زود گردد بیگانه آشنایی ۵
پیمانهٔپر از می در ده، مگر که با ما
پیمان کند چو بیند پیمانه، آشنایی ۶
ای اوحدی، چه حاجت چندین سخن؟ که حرفی
بس، گر چنانکه باشد در خانه آشنایی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۹ - چه شود کز سر رحمت به سرم باز آیی؟
گوهر بعدی:غزل ۸۸۱ - ای نافهٔ چینی ز سر زلف تو بویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.