هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و از او غافل نشود، زیرا سالهاست که در عشق او سرگشته و بیمار است. شاعر تأکید میکند که هرگز از عشق معشوق بیزار نخواهد شد و حتی اگر رنج و آزار ببیند، باز هم به این عشق پایبند خواهد ماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعری و بیان احساسات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل
عنایتها توقع دارم از تو
که هم آشفته و هم زارم از تو ۱
عزیزی پیش من چون جان اگر چه
به چشم خلق گیتی خوارم از تو ۲
ز کار من مشو غافل، که عمریست
که من سرگشته و بیکارم از تو ۳
نخواهم گشتن از عشق تو بیزار
بهل، تا میرسد آزارم از تو ۴
طبیب من تویی، مشکل توانم
که درد خویش پنهان دارم از تو ۵
مرا گر باز پرسی جای آنست
که مدتهاست تا بیمارم از تو ۶
اگر در دامن افتد خونم از چشم
و گر در دیده آید خارم از تو ۷
که هم آشفته و هم زارم از تو ۱
عزیزی پیش من چون جان اگر چه
به چشم خلق گیتی خوارم از تو ۲
ز کار من مشو غافل، که عمریست
که من سرگشته و بیکارم از تو ۳
نخواهم گشتن از عشق تو بیزار
بهل، تا میرسد آزارم از تو ۴
طبیب من تویی، مشکل توانم
که درد خویش پنهان دارم از تو ۵
مرا گر باز پرسی جای آنست
که مدتهاست تا بیمارم از تو ۶
اگر در دامن افتد خونم از چشم
و گر در دیده آید خارم از تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:نامهٔ اول از زبان عاشق به معشوق
گوهر بعدی:مثنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.