هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از خواجوی کرمانی است که در آن شاعر از عشق به معشوق و تشنگی به شراب به عنوان نمادی از عشق الهی سخن میگوید. او از درد فراق و آرزوی وصال معشوق میگوید و شراب را به عنوان وسیلهای برای فراموشی غمها و رسیدن به حالتی از مستی معنوی توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نماد شراب و مستی ممکن است نیاز به تفسیر و درک بالاتری داشته باشد که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۴۲ - ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب
ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب
هر دم به جام لعل لبت تشنهتر شراب
در ده قدح که مردم چشمم نشسته است
در آرزوی نرگس مست تو در شراب
ما را ز جام باده لعلت گریز نیست
آری مراد مست نباشد مگر شراب
بر من به خاک پات که مانند آتشست
گر آب میخورم به هوایت و گر شراب
هر دم که در دلم گذرد نیش غمزهات
گردد ز غصه بر دل من نیشتر شراب
در گردش آرم جام طرب تا مرا دمی
از گردش زمانه کند بیخبر شراب
هر دم به روی زرد فرو ریزدم سرشک
چشمم نگر که میدهد از جام زر شراب
خواجو ز بسکه جام میش یاد میکنی
در جان می پرست تو کردست اثر شراب
بازا به غربت از می و مستی که نزد عقل
بر خستگان غریب بود در سفر شراب
هر دم به جام لعل لبت تشنهتر شراب
در ده قدح که مردم چشمم نشسته است
در آرزوی نرگس مست تو در شراب
ما را ز جام باده لعلت گریز نیست
آری مراد مست نباشد مگر شراب
بر من به خاک پات که مانند آتشست
گر آب میخورم به هوایت و گر شراب
هر دم که در دلم گذرد نیش غمزهات
گردد ز غصه بر دل من نیشتر شراب
در گردش آرم جام طرب تا مرا دمی
از گردش زمانه کند بیخبر شراب
هر دم به روی زرد فرو ریزدم سرشک
چشمم نگر که میدهد از جام زر شراب
خواجو ز بسکه جام میش یاد میکنی
در جان می پرست تو کردست اثر شراب
بازا به غربت از می و مستی که نزد عقل
بر خستگان غریب بود در سفر شراب
۷۴۳
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱ - ساقی سیمبر بیار شراب
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.