هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، مستی معنوی، زیبایی، و رنج عشق میپردازد. شاعر از عشق به معشوق و تأثیرات آن بر روح و روان سخن میگوید و به مفاهیمی مانند فنا، بقا، و عذاب عشق اشاره میکند. همچنین، از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر عاشقان صحبت میشود.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عذاب عشق و مستی معنوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۴۳ - هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب
هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب
سر به بالین ابد باز نهد مست و خراب
بیدلان را رخ زیبا ننمایی به چه وجه
عاشقان را ز در خویش برانی ز چه باب
می پرستان همه مخمور و عقیقت همه می
عالمی مرده ز بی آبی و عالم همه آب
سر کوی خط و قدت چمن و سنبل و سرو
سمن و عارض و لعلت شکر و جام شراب
دل ما بی لب لعل تو ندارد ذوقی
همه دانند که باشد ز نمک ذوق کباب
هر که در آتش سودای تو امروز بسوخت
ظاهر آنست که فردا بود ایمن ز عذاب
گر چه نقش تو خیالیست که نتوان دیدن
همه شب چشم توام مست نمایند بخواب
تر شود دم به دمم خرقه ز خون دل ریش
زانکه رسمست که بر جامه فشانند گلاب
پیر گشتی به جوانی و همانی خواجو
دو سه روزی دگر ایام بقا را دریاب
سر به بالین ابد باز نهد مست و خراب
بیدلان را رخ زیبا ننمایی به چه وجه
عاشقان را ز در خویش برانی ز چه باب
می پرستان همه مخمور و عقیقت همه می
عالمی مرده ز بی آبی و عالم همه آب
سر کوی خط و قدت چمن و سنبل و سرو
سمن و عارض و لعلت شکر و جام شراب
دل ما بی لب لعل تو ندارد ذوقی
همه دانند که باشد ز نمک ذوق کباب
هر که در آتش سودای تو امروز بسوخت
ظاهر آنست که فردا بود ایمن ز عذاب
گر چه نقش تو خیالیست که نتوان دیدن
همه شب چشم توام مست نمایند بخواب
تر شود دم به دمم خرقه ز خون دل ریش
زانکه رسمست که بر جامه فشانند گلاب
پیر گشتی به جوانی و همانی خواجو
دو سه روزی دگر ایام بقا را دریاب
۶۰۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲ - ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب
گوهر بعدی:غزل ۴۴ - ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.