هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دیدن معشوق در خواب و احساسات ناشی از آن سخن می‌گوید. او از عشق، بی‌قراری، و آرزوهایش می‌گوید و از طبیعت و نمادهای آن مانند گل، بلبل، و باغ برای بیان احساساتش استفاده می‌کند. همچنین، شاعر به صبر و امیدواری اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۹ - رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب

رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب
دیدم آن نرگس پرفتنهٔ فتان در خواب

خیمه برصحن چمن زن که کنون در بستان
نتوان رفت ز بوی گل و ریحان در خواب

بود آیا که شود بخت من خسته بلند
کایدم قامت آن سرو خرامان درخواب

ای خوشا با تو صبوحی و ز جام سحری
پاسبان بیخبر افتاده و دربان در خواب

فتنه برخاسته و باده پرستان در شور
شمع بنشسته و چشم خوش مستان درخواب

آیدم زلف تو درخواب و پریشانم ازین
که بود شور و بلا دیدن ثعبان درخواب

صبر ایوب بباید که شبی دست دهد
که رود چشمم از اندیشهٔ کرمان در خواب

بلبل دلشده چون در کف صیاد افتاد
باز بیند چمن و طرف گلستان درخواب

دوش خواجو چو حریفان همه در خواب شدند
نشد از زمزمهٔ مرغ سحرخوان در خواب
کانال گوهرین در ایتا
۷۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸ - برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
گوهر بعدی:غزل ۵۰ - ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.