هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، عشق و مستی را با تصاویر زیبایی مانند بادهپرستی، بلبل، و محراب توصیف میکند. شاعر از عشق و شراب به عنوان راهی برای رهایی از دردهای دنیوی یاد میکند و به مفاهیمی مانند رندان، پیمان شکنی، و بیخودی از شراب الست اشاره دارد. در نهایت، شاعر به ناتوانی در حفظ ورع (پرهیزکاری) اعتراف میکند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اشاره به مصرف شراب است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «بیخودی از شراب الست» ممکن است برای نوجوانان پیچیده باشد.
غزل ۱۲۵ - سحر بگوش صبوحی کشان بادهپرست
سحر بگوش صبوحی کشان بادهپرست
خروش بلبله خوشتر زبانک بلبل مست
مرا اگر نبود کام جان وعمر دراز
چه باک چون لب جانبخش و زلف جانان هست
اگر روم بدود اشک و دامنم گیرد
که از کمند محبت کجا توانی جست
امام ما مگر از نرگس تو رخصت یافت
چنین که مست بمحراب میرود پیوست
ز بسکه در رمضان سخت گفت عالم شهر
چو آبگینه دل نازک قدح بشکست
چگونه از رجام شراب برخیزد
کسی که در صف رندان دردنوش نشست
بمحشرم ز لحد بی خبر برانگیزند
بدین صفت که شدم بیخود از شراب الست
عجب نباشد اگر آب رخ بباد رود
مرا که باد بدستست و دل برفت از دست
کنون ورع نتوان بست صورت از خواجو
که باز بر سر پیمانه رفت و پیمان بست
خروش بلبله خوشتر زبانک بلبل مست
مرا اگر نبود کام جان وعمر دراز
چه باک چون لب جانبخش و زلف جانان هست
اگر روم بدود اشک و دامنم گیرد
که از کمند محبت کجا توانی جست
امام ما مگر از نرگس تو رخصت یافت
چنین که مست بمحراب میرود پیوست
ز بسکه در رمضان سخت گفت عالم شهر
چو آبگینه دل نازک قدح بشکست
چگونه از رجام شراب برخیزد
کسی که در صف رندان دردنوش نشست
بمحشرم ز لحد بی خبر برانگیزند
بدین صفت که شدم بیخود از شراب الست
عجب نباشد اگر آب رخ بباد رود
مرا که باد بدستست و دل برفت از دست
کنون ورع نتوان بست صورت از خواجو
که باز بر سر پیمانه رفت و پیمان بست
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۴ - نعلم نگر نهاده برآتش که عنبرست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶ - ای لبت بادهفروش و دل من بادهپرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.