هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و مستی ناشی از نگاه معشوق سخن می‌گوید. او از دست دادن عقل و دین را به پای معشوق می‌نویسد و زیبایی‌های او را با ماه و شکر مقایسه می‌کند. شاعر از دل‌بستگی و بی‌تابی در عشق می‌گوید و از اشک‌هایی که برای معشوق ریخته است. در نهایت، او به آبروی خود در این عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل داشته باشد.

غزل ۱۵۷ - ای من ز دو چشم نیم مستت مست

ای من ز دو چشم نیم مستت مست
وز دست تو رفته عقل و دین از دست

بنشین که نسیم صبحدم برخاست
برخیز که نوبت سحر بنشست

با روی تو رونق قمر گم شد
وز لعل تو قیمت شکر بشکست

گوئی در فتنه و بلا بگشود
نقاش ازل که نقش رویت بست

برداشت دل شکسته از من دل
واندر سر زلف دلکشت پیوست

از لعل تو یکزمان شکیبم نیست
بی باده کجا قرار گیرد مست

در عشق تو ز آب دیده خواجو را
آخر بر هر کس آبروئی هست
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۶ - این چنین صورت گر از آب و گلست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸ - ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.