هوش مصنوعی: در این متن، شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، صحنه‌ای از می‌نوشی و مستی را به تصویر می‌کشد. او از عناصر طبیعت مانند سمن، بنفشه، و نسیم صبا برای توصیف حالات مختلف استفاده می‌کند. در نهایت، شاعر به مرگ چراغ دلش اشاره می‌کند و با آهی، شمع فلک را روشن می‌سازد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عرفانی و استعاره‌های پیچیده‌ای است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، موضوع شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.

غزل ۲۲۴ - چو آن فتنه از خواب سر بر گرفت

چو آن فتنه از خواب سر بر گرفت
صراحی طلب کرد و ساغر گرفت

سمن قرطهٔ فستقی چاک زد
چو او پرنیان در صنوبر گرفت

بنفشه ببرگ سمن برشکست
جهان نافهٔ مشک اذفر گرفت

برآتش فکند از خم طرهٔ عود
نسیم صبا بوی عنبر گرفت

ببوسید لعلش لب جام را
می راوقی طعم شکر گرفت

چوشد سرگران از شراب گران
دگر نرگسش مستی از سرگرفت

چو مرغ صراحی نوا ساز کرد
مه چنگ زن چنگ در بر گرفت

بسی اشک من طعنه بر سیم زد
بسی رنگ من خرده بر زر گرفت

چو خواجو چراغ دلش مرده بود
بزد آه و شمع فلک درگرفت
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۳ - بر مه از سنبل پر چین تو پر چین بگرفت
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵ - سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.