هوش مصنوعی: این شعر به ارزش‌های گذرا و ناپایدار دنیوی می‌پردازد و بر بی‌ارزشی ثروت، قدرت و لذات مادی در برابر ارزش‌های معنوی و آزادی روح تأکید دارد. شاعر از مخاطب می‌خواهد به جای دلبستگی به دنیا، به آزادی و معنویت روی آورد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۳۰۴ - بهار دهر بباد خزان نمی‌ارزد

بهار دهر بباد خزان نمی‌ارزد
چراغ عمر بباد وزان نمی‌ارزد

برو چو سرو خرامان شو از روان آزاد
که این حدیقه به آب روان نمی‌ارزد

شقایق چمن بوستانسرای امل
بخار و خاشهٔ این خاکدان نمی‌ارزد

خلاص ده ز تن تیره روح قدسی را
که آن همای بدین استخوان نمی‌ارزد

قرار گیر زمانی که ملک روی زمین
به بیقراری دور زمان نمی‌ارزد

سریر ملکت ده روزه پیش اهل نظر
بپاس یکشبهٔ پاسبان نمی‌ارزد

فروغ مشعلهٔ بارگاه سلطانان
بتیرگی شبان شبان نمی‌ارزد

ز ثور و سنبله اعراض کن که خرمن ماه
بکاه برگ ره کهکشان نمی‌ارزد

بدین طبقچهٔ سیم این دو قرص عالمتاب
بنزد عقل به یکتای نان نمی‌ارزد

هر آن متاع که از بحر و کان شود حاصل
بفکر کردن سود و زیان نمی‌ارزد

زبان ببند که دل برگشایدت خواجو
که ملک نطق بتیغ زبان نمی‌ارزد
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۳ - حدیث آرزومندی جوابی هم نمی‌ارزد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۵ - همه گنج جهان ماری نیرزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.