هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف معشوق، عشق و رنج‌های آن می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های معشوق، سحر چشمانش، و تأثیر عمیق عشق بر جان خود سخن می‌گوید و در عین حال، به مفاهیمی مانند تسلسل باطل، تغافل، و قربانی کردن جان در راه وصال اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۹۰ - ماه من مشک سیه در دامن گل می‌کند

ماه من مشک سیه در دامن گل می‌کند
سایبان آفتاب از شاخ سنبل می‌کند

گر چه از روی خرد دور تسلسل باطلست
خط سبزش حکم بر دور تسلسل می‌کند

هرگز از جام می لعلش نمی‌باشد خمار
می پرستی کو ببادامش تنقل می‌کند

راستی را شاخ عرعر می‌درفشد همچو بید
کان سهی سرو روان میل تمایل می‌کند

جادوی چشمش قلم در سحر بابل می‌کشد
سبزی خطش سزا در دامن گل می‌کند

آنکه ما را می‌تواند سوختن درمان ما
می‌تواند ساختن لیکن تغافل می‌کند

گفت اگر کام دلت باید ز وصلم جان بده
می‌دهم گر لعل جان بخشش تقبل می‌کند

در برم دل همچو مهر از تاب لرزان می‌شود
چون فراق آنمه تابان تحمل می‌کند

نرگسش گوید که فرض عین باشد قتل تو
جان برشوة می‌دهم گر این تفضل می‌کند

ای گل ار برگ نوای بلبل مستت بود
باد پندار ار صبا انکار بلبل می‌کند

گر ندارد با دل سرگشتهٔ خواجو نزاع
هندوی زلفش چرا بر وی تطاول می‌کند
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۹ - چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند
گوهر بعدی:غزل ۳۹۱ - گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.