هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و درد آن سخن می‌گوید. او از معشوق خود با تشبیه‌های زیبا یاد می‌کند و از رنج‌های عشق و انتظار وصال می‌نالد. همچنین، مفاهیمی مانند عفو الهی، صبر و امید به روز موعود نیز در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیه‌های به‌کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۴۴۰ - زهی لعل تو در درج منضود

زهی لعل تو در درج منضود
عذارت آتش و زلف سیه دود

میانت چون تنم پیدای پنهان
دهانت چون دلم معدوم موجود

مریض عشق را درد تو درمان
اسیر شوق را قصد تو مقصود

چرا کردی بقول بد سگالان
طریق وصل را یکباره مسدود

گناه از بنده و عفو از خداوند
تمنا از گدا وز پادشه جود

فکندی با قیامت وعده وصل
خوشا روزی که باشد روز موعود

خلاف عهد و قطع مهر و پیوند
میان دلبران رسمیست معهود

روان کن ای نگار آتشین روی
زلالی آتشی زان آب معقود

ز من بشنو نوای نغمهٔ عشق
که خوش باشد زبور از لفظ داود

بود حکمت روان بر جان خواجو
که سلطانست ایاز و بنده محمود
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۹ - عجب از قافله دارم که بدر می‌نشود
گوهر بعدی:غزل ۴۴۱ - مهرهٔ مهر چو از حقه مینا بنمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.