هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از غم‌های عشق، بی‌قراری دل، و ناله‌های پنهان خود می‌گوید. همچنین به می‌و میخانه اشاره می‌کند و از تلخی‌های زندگی با یادآوری عشق سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به می‌و میخانه ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر مناسب نباشد.

غزل ۶۵۸ - تا چند به شادی می غمهای تو نوشم

تا چند به شادی می غمهای تو نوشم
از خلق جهان کسوت سودای تو پوشم

هر چند که زلفت دل من گوش ندارد
من سلسلهٔ زلف ترا حلقه بگوشم

عیبم مکن ار دود دلم در جگر افتاد
با این همه آتش نتوانم که نجوشم

چون چنگ زه جان کشدم چون نخراشم
چون عود ره دل زندم چون نخروشم

خلقی ز فغانم به فغانند ولیکن
این طرفه که می‌نالم و پیوسته خموشم

دیشب خبرم نیست که شاگرد خرابات
چون از در میخانه بدر برد بدوشم

پر کن قدحی زهر هلاهل که بیکدم
بر یاد لب لعل تو چون شهد بنوشم

تا جان بودم زان می چون خون سیاوش
جامی بهمه مملکت جم نفروشم

در میکده گر زهد فروشم چو تو خواجو
دانم که بیک جو نخرد باده فروشم
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵۷ - ای لاله برگ خویش نظرت گلستان چشم
گوهر بعدی:غزل ۶۵۹ - می‌درم جامه و از مدعیان می‌پوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.