هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که در هر گوشه‌ای از طبیعت و زندگی، نشانه‌هایی از معشوق و عشق او را می‌شنود و می‌بیند. او از زلف معشوق، لاله‌زار، بوی مشک، ناله‌های فرهاد، و حتی آب دجله، همه را به عشق و معشوق خود مرتبط می‌کند. شعر پر از استعاره‌ها و تشبیه‌های زیبا است که عشق و اشتیاق شاعر را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۶۷۶ - نسیم زلف تو از نوبهار می‌شنوم

نسیم زلف تو از نوبهار می‌شنوم
نشان روی تو از لاله‌زار می‌شنوم

ز چین زلف تو تاری مگر بدست صباست
کزو شامه مشک تتار می‌شنوم

بهر دیار که دور از تو می‌کنم منزل
ندای عشق تو از آن دیار می‌شنوم

لطیفه‌ئی که خضر نقل کرد از آب حیات
از آن دو لعل لب آبدار می‌شنوم

حدیث این دل شوریده بین که موی بموی
از آن دو هندوی آشفته کار می‌شنوم

گلی بدست نمی‌آیدم برنگ نگار
ولی ز غالیه بوی نگار می‌شنوم

هنوز دعوی منصور همچنان باقیست
چرا که لاف انا الحق ز دار می‌شنوم

اثر نماند ز فرهاد کوهکن لیکن
صدای ناله‌اش از کوهسار می‌شنوم

سرشک دیدهٔ خواجو که آب دجله برد
حکایتش ز لب جویبار می‌شنوم
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۷۵ - حکایت رخت از آفتاب می‌شنوم
گوهر بعدی:غزل ۶۷۷ - مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.