هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های شاعرانه، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. شاعر از قد بلند معشوق، موهای عنبرافشانش، اشک‌هایش و جذابیت‌های او سخن می‌گوید و با پرسش‌های بلاغی احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.

غزل ۷۸۹ - که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو

که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو
براستی که قدی زین صفت کراست بگو

بجنب چین سر زلف عنبر افشانت
اگر نه قصهٔ مشک ختن خطاست بگو

فغان ز دیده که آب رخم برود بداد
ببین سرشک روانم وگر رواست بگو

ز چشم ما به جز از خون دل چه می‌جوئی
وگر چنانکه ترا قصد خون ماست بگو

کنون که دامن صحرا پر از گل سمنست
چو آن نگار سمن رخ گلی کجاست بگو

کجا چو زلف کژش هندوئی بدست آید
چو زلف هندوی او گژ نشین و راست بگو

چو آن صنوبر طوبی خرام من برخاست
چه فتنه بود که آن لحظه برنخاست بگو

اگر نه سجده برد پیش چشم جادویش
چرا چو قامت من ابرویش دو تاست بگو

کدام ابر شنیدی بگوهر افشانی
بسان دیدهٔ خواجو گرت حیاست بگو
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۸۸ - مرا ز هجر تو امید زندگانی کو
گوهر بعدی:غزل ۷۹۰ - ای صبا حال جگر گوشهٔ ما چیست بگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.