هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از بی‌قراری، بی‌خوابی و اشک‌هایش می‌گوید که ناشی از فراق و یاد معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، درد دوری و عشق را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم شعر را برای گروه‌های سنی پایین دشوار می‌کند.

غزل ۸۱۴ - زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده

زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
گشوده آتش مهر تو آبم از دیده

فروغ روی تو تا دیده‌ام ز زیر نقاب
نمی‌رود همه شب آفتابم از دیده

چو رنگ و بوی گل و سنبل تو کردم یاد
گلم ز یاد برفت و گلابم از دیده

شب دراز ندانم دو چشم جادویت
چه سحر کرد که بربود خوابم از دیده

ز دست دیده و دل در عذاب می‌بودم
چو دل نماند کنون در عذابم از دیده

ندانم از من بیدل چه دید مردم چشم
که ریخت خون دل دردیابم از دیده

بدیده دیده خون ریزم ار بریزد خون
چو در دو دیده توئی رخ نتابم از دیده

چه کیمیاست غمت کز خواص او خیزد
زرم ز چهره و سیم مذابم از دیده

بشد چو لعل تو بگشود درج لؤلؤ را
گهر ز خاطر و در خوشابم از دیده

گهی که جام صبوحی کشم بود حاصل
کبابم از دل ریش و شرابم از دیده

حدیث لعل تو خواجو چو در میان آورد
فتاد دانهٔ یاقوت نابم از دیده
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱۳ - زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
گوهر بعدی:غزل ۸۱۵ - زهی جمال تو خورشید مشرق دیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.