هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و فراق معشوق می‌گوید و از درد دوری و تشنگی وصال او شکایت می‌کند. او از خیال معشوق در خواب سخن می‌گوید و از بی‌قراری و بی‌تابی خود در فراق می‌نالد. شاعر همچنین به مستی و جذبه‌های عاشقانه اشاره می‌کند و از رمز و رازهای حالات مجذوبانه سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۸۲۹ - ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی

ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
که با لب تو حکایت کنم ز هر بابی

خیال روی تو چون جز بخواب نتوان دید
شب فراق دریغا اگر بود خوابی

کنونکه تشنه بمردیم و جان بحلق رسید
براه بادیه ما را که می‌دهد آبی

هنوز تشنهٔ آن لعل آبدار توام
ز چشمم ار چه ز سر برگذشت سیلابی

اگر چه پیش کسانی خلاف امکانست
که تشنه جان بلب آرد میان غرقابی

معینست کزین ورطه جان برون نبرم
که نیست بحر غمم را بدیده پایابی

ز شوق نرگس مستت خطیب جامع شهر
چو چشم شوخ تو مستست پیش محرابی

رموز حالت مجذوب را چه کشف کند
کسی که او متعلق نشد بقلابی

بیا که خون دل از سر گذشت خواجو را
مگر بدست کند از لب تو عنابی
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۲۸ - ای روضهٔ رضوان ز سر کوی تو بابی
گوهر بعدی:غزل ۸۳۰ - بیار ای لعبت ساقی شرابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.