هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از زبان عاشقی است که به توصیف معشوق و زیبایی‌های او مانند زلف سیاه، خال سیاه، و لعل لبش می‌پردازد. شاعر از دل‌بستگی و عشق خود به معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌های عشق و دل‌باختگی می‌نالد. در پایان، شاعر اشاره‌ای به گذر عمر و اهمیت لحظات با معشوق دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۸۵۱ - ای دلم بسته ز زلف سیهت زناری

ای دلم بسته ز زلف سیهت زناری
نافهٔ مشک تتار از سر زلفت تاری

خط مشکین تو از غالیه بر صفحهٔ ماه
گرد آن نقطهٔ موهوم کشد پرگاری

بر گل عارضت آن خال سیاه افتادست
همچو زنگی بچه‌ئی بر طرف گلزاری

گر کسی برخورد از لعل لبت اولی من
ور دل از دست رود در سر زلفت باری

کار زلف سیهت گر بدلم در بندست
سهل باشد اگرش زین بگشاید کاری

دلم آن طره هندو بسیه کاری برد
چون فتادم من بیدل به چنان طراری

نرگس مست تو گر باده چنین پیماید
نیست ممکن که ز مجلس برود هشیاری

گرهی از شکن زلف چلیپا بگشای
تا بهر موی ببندم پس ازین زناری

ظاهر آنست که ضایع گذرد عمر عزیز
مگر آن دم که برآری نفسی با یاری

میل خاطر بگلستان نکشد خواجو را
اگرش دست دهد طلعت گلرخساری
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵۰ - آب رخ ما بری و باد شماری
گوهر بعدی:غزل ۸۵۲ - ای نفس مشک بیز باد بهاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.