هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد فراق و عشق نافرجام شاعر است. او از زیبایی معشوق و رنجهای خود میگوید، از اشکهای بیپایان و دلشکستگیاش سخن میراند و در نهایت، به امید وصل یا انتقام از نامهربانیهای معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی پیچیده، درد فراق و اشارات به رنجهای عاطفی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای ادبی هستند که برای سنین بالاتر مناسبترند.
غزل ۹۰۷ - ای لاله زار آتش روی تو آب روی
ای لاله زار آتش روی تو آب روی
بر باد داده آب رخ من چو خاک کوی
از من مشوی دست که من بیتو شستهام
هم رو به آب دیده و هم دست از آبروی
با پرتو جمال تو خورشید گو متاب
با قامت بلند تو شمشاد گو مروی
خوش بر کنار چشمهٔ چشمم نشستهئی
آری خوشست سروی سهی بر کنار جوی
یا رب سرشک دیده گریانم از چه باب
و آیا شکنج زلف پریشانت از چه روی
شرح غمم چو آب فرو خواند یک بیک
حال دلم چو باد فرو گفت مو بموی
تا کی حدیث زلف تو در دل توان نهفت
مشک ختن هر آینه پیدا شود ببوی
روزی اگر بتیغ محبت شوم قتیل
خونم از آن سیه دل نامهربان بجوی
خواجو به آب دیده گر از خود نشست دست
در آتش فراق برو دست ازو بشوی
بر باد داده آب رخ من چو خاک کوی
از من مشوی دست که من بیتو شستهام
هم رو به آب دیده و هم دست از آبروی
با پرتو جمال تو خورشید گو متاب
با قامت بلند تو شمشاد گو مروی
خوش بر کنار چشمهٔ چشمم نشستهئی
آری خوشست سروی سهی بر کنار جوی
یا رب سرشک دیده گریانم از چه باب
و آیا شکنج زلف پریشانت از چه روی
شرح غمم چو آب فرو خواند یک بیک
حال دلم چو باد فرو گفت مو بموی
تا کی حدیث زلف تو در دل توان نهفت
مشک ختن هر آینه پیدا شود ببوی
روزی اگر بتیغ محبت شوم قتیل
خونم از آن سیه دل نامهربان بجوی
خواجو به آب دیده گر از خود نشست دست
در آتش فراق برو دست ازو بشوی
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰۶ - مهر سلمی ورزی و دعوی سلمانی کنی
گوهر بعدی:غزل ۹۰۸ - مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.