هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر اهمیت می‌گساری به عنوان نمادی از شور و حال معنوی، بی‌اعتباری دنیا، و ارزش سادگی و بی‌ریایی تأکید دارد. شاعر از مفاهیمی مانند صفای باطن، بی‌اعتباری قدرت مادی، و ضرورت تلاش برای رسیدن به حقیقت سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به می‌گساری (هرچند به‌صورت نمادین) ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۹۱۹ - خوشا وقتی که از بستانسرائی

خوشا وقتی که از بستانسرائی
برآید نغمهٔ دستانسرائی

بده ساقی که صوفی را درین راه
نباشد بی می صافی صفائی

اگر زر می‌زنی در ملک معنی
به از مستی نیابی کیمیائی

سحاب از بی حیائی بین که هر دم
کند با دیدهٔ ما ماجرائی

چه باشد گر ز عشرتگاه سلطان
بدرویشی رسد بانگ نوائی

درین آرامگه چندانکه بینم
نبینم بیریائی بوریائی

و گر خود نافهٔ مشک تتارست
نیابم اصل او را بی‌خطائی

سریر کیقباد و تاج کسری
نیرزد گرد نعلین گدائی

اگر خواهی که خود را بر سر آری
بباید زد بسختی دست و پائی

درین وادی فرو رفتند بسیار
که نشنیدند آواز درائی

ندارم چشم در دریای اندوه
که گیرد دست خواجو آشنائی
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۱۸ - چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
گوهر بعدی:غزل ۹۲۰ - ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.