هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند زلف سمنفرسا، لب لعل، و خورشید جهانآرا توصیف میکند. شاعر از عشق و انتظار سخن میگوید و درد فراق را بیان میکند. در پایان، با اشاره به لب شیرین معشوق، شور و شادی را در جهان توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک عمیقتر آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۲۰ - ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی
ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی
وی لب لعل ترای عادت روح افزائی
رقم از غالیه بر صفحهٔ دیباچه زنی
مشک تاتار چرا بر گل سوری سائی
لعل در پوش گهر پاش ترا لؤلؤی تر
چه کند کز بن دندان نکند لالائی
روی خوب تو جهانیست پر از لطف و جمال
وین عجبتر که تو خورشید جهان آرائی
گفته بودی که ازو سیر برایم روزی
چون مرا جان عزیزی عجب ار برنائی
همه شب منتظر خیل خیال تو بود
مردم دیدهٔ من در حرم بینائی
گر نپرسی خبر از حال دلم معذوری
که سخن را نبود در دهنت گنجائی
تو مرا عمر عزیزی و یقین میدانم
که چو رفتی نتوانی که دگر باز آئی
لب شیرین تو خواجو چو بدندان بگرفت
از جهان شور برآورد بشکر خائی
وی لب لعل ترای عادت روح افزائی
رقم از غالیه بر صفحهٔ دیباچه زنی
مشک تاتار چرا بر گل سوری سائی
لعل در پوش گهر پاش ترا لؤلؤی تر
چه کند کز بن دندان نکند لالائی
روی خوب تو جهانیست پر از لطف و جمال
وین عجبتر که تو خورشید جهان آرائی
گفته بودی که ازو سیر برایم روزی
چون مرا جان عزیزی عجب ار برنائی
همه شب منتظر خیل خیال تو بود
مردم دیدهٔ من در حرم بینائی
گر نپرسی خبر از حال دلم معذوری
که سخن را نبود در دهنت گنجائی
تو مرا عمر عزیزی و یقین میدانم
که چو رفتی نتوانی که دگر باز آئی
لب شیرین تو خواجو چو بدندان بگرفت
از جهان شور برآورد بشکر خائی
۵۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۱۹ - خوشا وقتی که از بستانسرائی
گوهر بعدی:غزل ۹۲۱ - گفتا تو از کجائی کاشفته مینمائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.