هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عراقی بیانگر درد هجران و اشتیاق به وصال معشوق است. شاعر از غم فراق مینالد و از معشوق میخواهد که با بخشش و وصل، دلش را شاد کند. او معتقد است که زیبایی معشوق با کمتوجهی کاهش نمییابد و از معشوق میخواهد که به او نظر کند، چرا که تنها به درگاه او امید بسته است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و اصطلاحات شعری دارد.
غزل ۴۳ - کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
کی آخر از فراموشی کنی یاد؟ ۱
نپندارم که هجرانت گذارد
که از وصل تو دلتنگی شود شاد ۲
چنین دانم که حسنت کم نگردد
اگر کمتر کند ناز تو بیداد ۳
ز وصل خود بده کام دل من
که از بیداد هجر آمد به فریاد ۴
بیخشای از کرم بر خاکساری
که در روی تو عمرش رفت بر باد ۵
نظر کن بر دل امیدواری
که بر درگاه تو نومید افتاد ۶
بجز درگاه تو هر در که زد دل
عراقی را ازان در هیچ نگشاد ۷
کی آخر از فراموشی کنی یاد؟ ۱
نپندارم که هجرانت گذارد
که از وصل تو دلتنگی شود شاد ۲
چنین دانم که حسنت کم نگردد
اگر کمتر کند ناز تو بیداد ۳
ز وصل خود بده کام دل من
که از بیداد هجر آمد به فریاد ۴
بیخشای از کرم بر خاکساری
که در روی تو عمرش رفت بر باد ۵
نظر کن بر دل امیدواری
که بر درگاه تو نومید افتاد ۶
بجز درگاه تو هر در که زد دل
عراقی را ازان در هیچ نگشاد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۵۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲ - مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولت
گوهر بعدی:غزل ۴۴ - هر که را جام می به دست افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.