هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از عراقی، با زبانی نمادین و تصاویر زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، رهایی از خود، و کشف حقیقت از طریق زیباییهای طبیعت و معشوق میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد تا با نوشیدن می (نماد عشق و معرفت)، از قید خود رها شود و به تماشای زیباییهای جهان بنشیند. او از گشودن درهای خمارخانه (نماد عالم معنا)، گشودن گره کارها با می، و رازگشایی از اسرار هستی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عرفانی و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند "می" و "خمار" ممکن است نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشد.
غزل ۹۷ - ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
مینوش، که از می گره کار گشادند ۱
در خود منگر، نرگس مخمور بتان بین
در کعبه مرو، چون در خمار گشادند ۲
از خود بدرآ، در رخ خوبان نظری کن
در خان منشین چون در گلزار گشادند ۳
بنگر که: دو صد مهر به یک ذره نمودند
از یک سر مویی که ز رخسار گشادند ۴
تا باز گشادند سر زلف ز رخسار
از روی جهان زلف شب تار گشادند ۵
تا مهر گیاهی ز گل تیره برآید
بر روی زمین چشمهٔ انوار گشادند ۶
تا لاله رخی در چمن آید به تماشا
از چهرهٔ گل پردهٔ زنگار گشادند ۷
از پرتو مل پردهٔ خورشید دریدند
وز خندهٔ گل مبسم اشجار گشادند ۸
تا کرد نسیم سحر آفاق معطر
در هر چمنی طبلهٔ عطار گشادند ۹
مانا که صبا کرد پریشان سر زلفین
کز بوی خوشش نافهٔ تاتار گشادند ۱۰
در گوش دلم گفت صبا دوش: عراقی
در بند در خود، که در یار گشادند ۱۱
چشم سر اغیار ببستند ز غیرت
آنگاه در مخزن اسرار گشادند ۱۲
مینوش، که از می گره کار گشادند ۱
در خود منگر، نرگس مخمور بتان بین
در کعبه مرو، چون در خمار گشادند ۲
از خود بدرآ، در رخ خوبان نظری کن
در خان منشین چون در گلزار گشادند ۳
بنگر که: دو صد مهر به یک ذره نمودند
از یک سر مویی که ز رخسار گشادند ۴
تا باز گشادند سر زلف ز رخسار
از روی جهان زلف شب تار گشادند ۵
تا مهر گیاهی ز گل تیره برآید
بر روی زمین چشمهٔ انوار گشادند ۶
تا لاله رخی در چمن آید به تماشا
از چهرهٔ گل پردهٔ زنگار گشادند ۷
از پرتو مل پردهٔ خورشید دریدند
وز خندهٔ گل مبسم اشجار گشادند ۸
تا کرد نسیم سحر آفاق معطر
در هر چمنی طبلهٔ عطار گشادند ۹
مانا که صبا کرد پریشان سر زلفین
کز بوی خوشش نافهٔ تاتار گشادند ۱۰
در گوش دلم گفت صبا دوش: عراقی
در بند در خود، که در یار گشادند ۱۱
چشم سر اغیار ببستند ز غیرت
آنگاه در مخزن اسرار گشادند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۶ - در من نگرد یار دگربار که داند
گوهر بعدی:غزل ۹۸ - نخستین باده کاندر جام کردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.