هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ترک زهد و ورع و روی آوردن به می‌نوشی و عشق به معشوق سخن می‌گوید. او از مستی، عشق، و دل‌باختگی به یار می‌سراید و با بی‌پروایی از توبه و تقوا دوری می‌گزیند. در نهایت، شاعر با شادی از وصال دوبارهٔ معشوق سخن می‌گوید و از این موهبت سپاسگزار است.
رده سنی: 16+ متن شامل مضامین عاشقانه و اشاره به می‌نوشی و مستی است که برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است نامناسب باشد. همچنین، برخی از مفاهیم عرفانی و شوریدگی عاشقانه نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.

غزل ۱۶۵ - من باز ره خانهٔ خمار گرفتم

من باز ره خانهٔ خمار گرفتم
ترک ورع و زهد به یک بار گرفتم ۱

سجاده و تسبیح به یک سوی فکندم
بر کف می چون رنگ رخ یار گرفتم ۲

کارم همه با جام می و شاهد و شمع است
ترک دل و دین بهر چنین کار گرفتم ۳

شمعم رخ یار است و شرابم لب دلدار
پیمانه همان لب که به هنجار گرفتم ۴

چشم خوش ساقی دل و دین برد ز دستم
وین فایده زان نرگس بیمار گرفتم ۵

پیوسته چینین می زده و مست و خرابم
تا عادت چشم خوش خونخوار گرفتم ۶

شیرین لب ساقی چو می و نقل فرو ریخت
بس کام کز آن لعل شکربار گرفتم ۷

چون مست شدم خواستم از پای درآمد
حالی سر زلف بت عیار گرفتم ۸

آویختم اندر سر آن زلف پریشان
این شیفتگی بین که دم مار گرفتم ۹

گفتی: کم سودای سر زلف بتان گیر،
چندین چه نصیحت کنی؟ انگار گرفتم ۱۰

با توبه و تقوی تو ره خلد برین گیر
من با می و معشوقه ره نار گرفتم ۱۱

در نار چو رنگ رخ دلدار بدیدم
آتش همه باغ و گل و گلزار گرفتم ۱۲

المنة لله که میان گل و گلزار
دلدار در آغوش دگربار گرفتم ۱۳

بگرفت به دندان فلک انگشت تعجب
چون من به دو انگشت لب یار گرفتم ۱۴

دور از لب و دندان عراقی لب دلدار
هم باز به دست خوش دلدار گرفتم ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۴ - کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد ، من رفتم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶ - من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.