هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از شکستن توبه، رها شدن از نام و ننگ، و پیوستن به عشق و مستی میگوید. او از خرقهٔ صوفیانه دوری کرده و به عشق و مینوشی روی آورده است. با دیدن آفتاب رخش معشوق، از شادی ذرهوار برخاسته و به نور او پیوسته است. در پایان، از حالتی میان هستی و نیستی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مستی و مفاهیم صوفیانه نیازمند درک بالاتری از ادبیات و فلسفه است.
غزل ۱۸۹ - ما دگرباره توبه بشکستیم
ما دگرباره توبه بشکستیم
وز غم نام و ننگ وارستیم ۱
خرقهٔ صوفیانه بدریدیم
کمر عاشقانه بر بستیم ۲
در خرابات با می و معشوق
نفسی عاشقانه بنشستیم ۳
از می لعل یار سرمستیم
وز دو چشمش خمار بشکستیم ۴
شاید ار شور در جهان فگنیم
کر می لعل یار سر مستیم ۵
چون بدیدیم آفتاب رخش
از طرب، ذرهوار، بر جستیم ۶
چنگ در دامن شعاع زدیم
تا بدان آفتاب پیوستیم ۷
ذره بودیم، آفتاب شدیم
از عراقی چو مهر بگسستیم ۸
این همه هست، خود نمیدانیم
کین زمان نیستیم یا هستیم؟ ۹
وز غم نام و ننگ وارستیم ۱
خرقهٔ صوفیانه بدریدیم
کمر عاشقانه بر بستیم ۲
در خرابات با می و معشوق
نفسی عاشقانه بنشستیم ۳
از می لعل یار سرمستیم
وز دو چشمش خمار بشکستیم ۴
شاید ار شور در جهان فگنیم
کر می لعل یار سر مستیم ۵
چون بدیدیم آفتاب رخش
از طرب، ذرهوار، بر جستیم ۶
چنگ در دامن شعاع زدیم
تا بدان آفتاب پیوستیم ۷
ذره بودیم، آفتاب شدیم
از عراقی چو مهر بگسستیم ۸
این همه هست، خود نمیدانیم
کین زمان نیستیم یا هستیم؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۸ - ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۰ - افسوس! که باز از در تو دور بماندیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.