هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی‌های صبحگاه، بوی گلستان، آواز مرغان و حال و هوای مستانه و عاشقانه در این زمان از روز می‌پردازد. شاعر از احساسات عمیق عاشقانه، امیدواری و گاهی درد فراق سخن می‌گوید و صبحگاه را نمادی از تازگی و نویدبخشی می‌داند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۲۳۳ - مانا دمید بوی گلستان صبح گاه

مانا دمید بوی گلستان صبح گاه
کاواز داد مرغ خوش‌الحان صبحگاه ۱

خوش نغمه‌ای است نغمهٔ مرغان صبح دم
خوش نعره‌ای است نعرهٔ مستان صبحگاه ۲

وقتی خوش است و مرغ دل ار نغمه‌ای زند
زیبد، که باز شد در بستان صبحگاه ۳

از صد نسیم گلشن فردوس خوشتر است
بادی که می‌وزد ز گلستان صبحگاه ۴

در خلد هرچه نسیه تو را وعده داده‌اند
نقد است این دم آنهمه بر خوان صبحگاه ۵

خوش مجلسی است: درد ندیم و دریغ یار
غم میزبان و ما همه مهمان صبحگاه ۶

جانا، بخور ساز درین بزم، تا مگر
خوشبو نشد نسیم گلستان صبحگاه ۷

تا ز آتش فراق دل عاشقی نسوخت
خوشبو کند بخور تو ایوان صبحگاه ۸

خواهی چو صبح سر ز گریبان برآوری
کوته مکن دو دست ز دامان صبحگاه ۹

باشد که قلب ناسرهٔ تو سره شود
می‌سنج نقد خویش به میزان صبحگاه ۱۰

دامان صبح گیر، مگر سر برآورد
صبح امید تو ز گریبان صبحگاه ۱۱

چون دانه‌ای، دل تو که چون جوز غم شده است
انداز پیش مرغ خوش الحان صبحگاه ۱۲

شب خفته ماند بخت عراقی، از آن سبب
محروم شد ز روح فراوان صبحگاه ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۲ - ساقی، قدحی می مغان کو؟
گوهر بعدی:غزل ۲۳۴ - ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.