هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و اشتیاق به معشوق و رنجهای هجران میگوید. شاعر با تصاویر زیبا و پراحساس، حالات دلشدگی، شوریدگی و آرزوی وصال را توصیف میکند. او از جمال معشوق، آتش عشق در دل عاشقان و اندوه هجران سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۳۴ - ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
عالمی در شور و شوری در جهان انداخته ۱
عشق رویت رستخیزی از زمین انگیخته
آرزویت غلغلی در آسمان انداخته ۲
چشم بد از تاب رویت آتشی افروخته
چون سپندی جان مشتاقان در آن انداخته ۳
روی بنموده جمالت، باز پنهان کرده رخ
در دل بیچارگان شور و فغان انداخته ۴
دیدن رویت، که دیرینه تمنای دل است
آرزویی در دل این ناتوان انداخته ۵
چند باشد بیدلی در آرزوی روی تو؟
بر سر کوی تو سر بر آستان انداخته ۶
بیتو عمرم شد، دریغا! و چه حاصل از دریغ؟
چون نیاید باز تیر از کمان انداخته ۷
ماندهام در چاه هجران، پای در دنبال مار
دست در کام نهنگ جان ستان انداخته ۸
هیچ بینم باز در حلق عراقی ناگهان
جذبههای دلربایی ریسمان انداخته؟ ۹
عالمی در شور و شوری در جهان انداخته ۱
عشق رویت رستخیزی از زمین انگیخته
آرزویت غلغلی در آسمان انداخته ۲
چشم بد از تاب رویت آتشی افروخته
چون سپندی جان مشتاقان در آن انداخته ۳
روی بنموده جمالت، باز پنهان کرده رخ
در دل بیچارگان شور و فغان انداخته ۴
دیدن رویت، که دیرینه تمنای دل است
آرزویی در دل این ناتوان انداخته ۵
چند باشد بیدلی در آرزوی روی تو؟
بر سر کوی تو سر بر آستان انداخته ۶
بیتو عمرم شد، دریغا! و چه حاصل از دریغ؟
چون نیاید باز تیر از کمان انداخته ۷
ماندهام در چاه هجران، پای در دنبال مار
دست در کام نهنگ جان ستان انداخته ۸
هیچ بینم باز در حلق عراقی ناگهان
جذبههای دلربایی ریسمان انداخته؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۳ - مانا دمید بوی گلستان صبح گاه
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵ - ای راحت روح هر شکسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.