هوش مصنوعی:
شاعر از غم و اندوه خود میگوید و از معشوق میخواهد که با توجه و پرسش، دلش را شاد کند. او اشاره میکند که بدون معشوق، حالش بسیار بد است.
رده سنی:
15+
محتوا از احساسات عمیق و عاشقانه سخن میگوید که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، ممکن است نیاز به بلوغ عاطفی برای درک کامل مفهوم متن وجود داشته باشد.
رباعی ۱۸ - در دام غمت دلم زبون افتاده است
در دام غمت دلم زبون افتاده است
دریاب، که خسته بیسکون افتاده است ۱
شاید که بپرسی و دلم شاد کنی
چون میدانی که بی تو چون افتاده است؟ ۲
دریاب، که خسته بیسکون افتاده است ۱
شاید که بپرسی و دلم شاد کنی
چون میدانی که بی تو چون افتاده است؟ ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷ - آن دوستی قدیم ما چون گشته است؟
گوهر بعدی:رباعی ۱۹ - هرگز بت من روی به کس ننموده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.