هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و شیفتگی به معشوق الهی میپردازد. شاعر از حالات عاشقان میگوید که با وجود بیخبری از عمق عشق، راه جانان را با جان میپویند. اشارهای به می عشق و مستی ناشی از آن دارد و بیان میکند که عاشقان در پای عشق فنا شدهاند. همچنین، به ظهور عشق در دل و جان و تأثیر نظر معشوق در ایجاد این حالت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاری است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی مانند «می عشق» و «شراب الست» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
مثنوی
عاشقان ره به عشق میپویند
درس تنزیل عشق میگویند ۱
از می عشق اگر چه بیخبرند
راه جانان به جان همی سپرند ۲
از شراب الست مستانند
تا ابد جمله می پرستانند ۳
از می شرق دوست مست شدند
همه در پای عشق پست شدند ۴
خویشتن را ز دست از آن دادند
کاندر آن کوی رخت بنهادند ۵
از می نیستی چو بیخبرند
راه عشقش بسر چگونه برند؟ ۶
عشق را رهگذر دل و جان است
اولش طعنه در دل و جان است ۷
دلم این مستی از الست آورد
این طلب زان هوا به دست آورد ۸
دوست آنجا نظر چو بر ما کرد
اثر آن ظهور پیدا کرد ۹
این صفا زان نظر پدید آمد
عشق را آنجا مگر پدید آمد ۱۰
آرزومند آن نظر ماییم
روز و شب اندرین تمناییم ۱۱
شده در هر دلیش پیوندی
کرده در پای هر یکی بندی ۱۲
درس تنزیل عشق میگویند ۱
از می عشق اگر چه بیخبرند
راه جانان به جان همی سپرند ۲
از شراب الست مستانند
تا ابد جمله می پرستانند ۳
از می شرق دوست مست شدند
همه در پای عشق پست شدند ۴
خویشتن را ز دست از آن دادند
کاندر آن کوی رخت بنهادند ۵
از می نیستی چو بیخبرند
راه عشقش بسر چگونه برند؟ ۶
عشق را رهگذر دل و جان است
اولش طعنه در دل و جان است ۷
دلم این مستی از الست آورد
این طلب زان هوا به دست آورد ۸
دوست آنجا نظر چو بر ما کرد
اثر آن ظهور پیدا کرد ۹
این صفا زان نظر پدید آمد
عشق را آنجا مگر پدید آمد ۱۰
آرزومند آن نظر ماییم
روز و شب اندرین تمناییم ۱۱
شده در هر دلیش پیوندی
کرده در پای هر یکی بندی ۱۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۲
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:سر آغاز - حبذا عشق و حبذا عشاق
گوهر بعدی:غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.