هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و اشتیاق شدید به معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا الهی باشد) است. شاعر از بیقراری، بیصبری و عشق خود میگوید و از معشوق میخواهد که راه رسیدن به او را نشان دهد. او تمام وجودش را فدای دیدار معشوق کرده و آرزوی شادی از این دیدار را دارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در متن برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
مثنوی
جز حدیث تو من نمیدانم
خامشی از سخن نمیدانم ۱
در کمند غم تو پا بستم
وز می اشتیاق تو مستم ۲
دیدهٔ ما، اگر چه بینور است
لیک نزدیک بین هر دور است ۳
ساکن است او، مگر تو بشتابی
در نیابد، مگر تو دریابی ۴
گرچه ما خود نه مرد عشق توایم
لیک جویان درد عشق توایم ۵
طالبان را ره طلب بگشای
راه مقصود را به ما بنمای ۶
دل و دنیای خویش در کویت
همه دادم به دیدن رویت ۷
یارب، این دولتم میسر باد
که به دیدار دوست گردم شاد ۸
خامشی از سخن نمیدانم ۱
در کمند غم تو پا بستم
وز می اشتیاق تو مستم ۲
دیدهٔ ما، اگر چه بینور است
لیک نزدیک بین هر دور است ۳
ساکن است او، مگر تو بشتابی
در نیابد، مگر تو دریابی ۴
گرچه ما خود نه مرد عشق توایم
لیک جویان درد عشق توایم ۵
طالبان را ره طلب بگشای
راه مقصود را به ما بنمای ۶
دل و دنیای خویش در کویت
همه دادم به دیدن رویت ۷
یارب، این دولتم میسر باد
که به دیدار دوست گردم شاد ۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۸
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل
گوهر بعدی:حکایت ماضیه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.