هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، و ناپایداری دنیا می‌پردازد. شاعر از عشق به معشوق و ناتوانی در رسیدن به او سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند آیینه، زلف معشوق، و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۲ - جویای تو با کعبهٔ گل کار ندارد

جویای تو با کعبهٔ گل کار ندارد
آیینهٔ ما روی به دیوار ندارد ۱

در حلقهٔ این زهدفروشان نتوان یافت
یک سبحه که شیرازهٔ زنّار ندارد ۲

هر لحظه به رنگ دگر از پرده بر آیی
دل بردن ما این همه در کار ندارد ۳

از دیدن رویت دل آیینه فرو ریخت
هر شیشه دلی طاقت دیدار ندارد ۴

در هر شکن زلف گره‌گیر تو دامیست
این سلسله یک حلقهٔ بیکار ندارد ۵

ما گوشه‌نشینان چمن‌آرای خیالیم
در خلوت ما نکهت گل بار ندارد ۶

بلبل ز نظربازی شبنم گله‌مند است
مسکین خبر از رخنهٔ دیوار ندارد ۷

پیش ره آتش ننهند چوب خس و خار
صائب حذر از کثرت اغیار ندارد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۹۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱ - آزادهٔ ما برگ سفر هیچ ندارد
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - از فسون عالم اسباب خوابم می‌برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.