هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بیهودگی و غفلت خود در فصل بهار سخن می‌گوید. او به عدم درک زیبایی‌های طبیعت و فرصت‌های زندگی اشاره می‌کند و از ناتوانی خود در احساس و تجربه‌ی عمیق این موهبت‌ها ابراز تاسف می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۸۷ - سینه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهار

سینه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهار
صبحی ادراک نکردیم درین فصل بهار

گریه‌ای از سر مستی به تهیدستی خویش
چون رگ تاک نکردیم درین فصل بهار

ابر چون پنبهٔ افشرده شد از گریه و ما
مژه‌ای پاک نکردیم درین فصل بهار

جگر سنگ به جوش آمد و ما سنگدلان
دیده نمناک نکردیم درین فصل بهار

لاله شد پاک فروش از عرق شبنم و ما
عرقی پاک نکردیم درین فصل بهار

غنچه از پوست برون آمد و ما بیدردان
جامه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهار

با دو صد خرمن امید، ز غفلت صائب
تخم در خاک نکردیم درین فصل بهار
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۶ - من نمی‌آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار
گوهر بعدی:غزل ۸۸ - شرح دشت دلگشای عشق را از ما مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.