هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس تنهایی، بیاعتباری و بیپناهی خود سخن میگوید. او خود را مانند گلی پژمرده بر مزار، آیینهای زنگزده و دستی بیکار در چمن توصیف میکند. شاعر از بیاختیاری و سرگشتگی خود مینالد و احساس میکند که در میان مردم دنیا جایگاهی ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۹۷ - روزگاری شد ز چشم اعتبار افتادهام
روزگاری شد ز چشم اعتبار افتادهام
چون نگاه آشنا از چشم یار افتادهام ۱
دست رغبت کس نمیسازد به سوی من دراز
چون گل پژمرده بر روی مزار افتادهام ۲
اختیارم نیست چون گرداب در سرگشتگی
نبض موجم، در تپیدن بیقرار افتادهام ۳
عقدهای هرگز نکردم باز از کار کسی
در چمن بیکار چون دست چنار افتادهام ۴
نیستم یک چشم زد ایمن ز آسیب شکست
گوییا آیینهام در زنگبار افتادهام ۵
همچو گوهر گر دلم از سنگ گردد، دور نیست
دور از مژگان ابر نوبهار افتادهام ۶
من که صائب کار یکرو کردهام با کاینات
در میان مردم عالم چه کار افتادهام؟ ۷
چون نگاه آشنا از چشم یار افتادهام ۱
دست رغبت کس نمیسازد به سوی من دراز
چون گل پژمرده بر روی مزار افتادهام ۲
اختیارم نیست چون گرداب در سرگشتگی
نبض موجم، در تپیدن بیقرار افتادهام ۳
عقدهای هرگز نکردم باز از کار کسی
در چمن بیکار چون دست چنار افتادهام ۴
نیستم یک چشم زد ایمن ز آسیب شکست
گوییا آیینهام در زنگبار افتادهام ۵
همچو گوهر گر دلم از سنگ گردد، دور نیست
دور از مژگان ابر نوبهار افتادهام ۶
من که صائب کار یکرو کردهام با کاینات
در میان مردم عالم چه کار افتادهام؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۲۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۶ - رفتی و در رکاب تو رفت آبروی گل
گوهر بعدی:غزل ۹۸ - در نمود نقشها بیاختیار افتادهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.