هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس بیاختیاری، سقوط از جایگاه بلند، خواری و بیقدری، و ناتوانی در کنترل سرنوشت خود سخن میگوید. او خود را قربانی روزگار و شرایط ناعادلانه میداند و از این که مانند میوهای نارس از شاخه افتاده است، شکایت دارد. همچنین، به ناپایداری زندگی و بیوفایی دیگران اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۹۸ - در نمود نقشها بیاختیار افتادهام
در نمود نقشها بیاختیار افتادهام
مهرهٔ مومم به دست روزگار افتادهام ۱
بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت
در بهشتم تا ز اوج اعتبار افتادهام ۲
خواری و بیقدری گوهر گناه جوهری است
نیست جرم من اگر در رهگذار افتادهام ۳
ز انقلاب چرخ میلرزم به آب روی خویش
جام لبریزم به دست رعشهدار افتادهام ۴
هر که بر دارد مرا از خاک، اندازد به خاک
میوهٔ خامم، به سنگ از شاخسار افتادهام ۵
نیست دستی بر عنان عمر پیچیدن مرا
سایهٔ سروم به روی جویبار افتادهام ۶
هیچ کس حق نمک چون من نمیدارد نگاه
دادهام حاصل اگر در شورهزار افتادهام ۷
مهرهٔ مومم به دست روزگار افتادهام ۱
بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت
در بهشتم تا ز اوج اعتبار افتادهام ۲
خواری و بیقدری گوهر گناه جوهری است
نیست جرم من اگر در رهگذار افتادهام ۳
ز انقلاب چرخ میلرزم به آب روی خویش
جام لبریزم به دست رعشهدار افتادهام ۴
هر که بر دارد مرا از خاک، اندازد به خاک
میوهٔ خامم، به سنگ از شاخسار افتادهام ۵
نیست دستی بر عنان عمر پیچیدن مرا
سایهٔ سروم به روی جویبار افتادهام ۶
هیچ کس حق نمک چون من نمیدارد نگاه
دادهام حاصل اگر در شورهزار افتادهام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۴۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۷ - روزگاری شد ز چشم اعتبار افتادهام
گوهر بعدی:غزل ۹۹ - از جنون این عالم بیگانه را گم کردهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.