هوش مصنوعی: شاعر در این متن از گذر از مشکلات و ناملایمات زندگی سخن می‌گوید. او از ناسازگاری یاران، سختی‌ها و خارهای راه، و تزویر و پندارهای دنیوی عبور کرده است. با وجود همه این دشواری‌ها، با عشق و صبر از آنها گذر کرده و به آرامش رسیده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۱۳۱ - از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم

از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم
از کثرت خار از گل بی خار گذشتیم ۱

این باده زیاد از دهن ساغر ما بود
مخمور ز لعل لب دلدار گذشتیم ۲

جایی که سخن سبز نگردد، نتوان گفت
چون طوطی ازان آینه رخسار گذشتیم ۳

خاری نشد آزرده به زیر قدم ما
چون سایهٔ ابر از سر گلزار گذشتیم ۴

از خرقهٔ تزویر نچیدیم دکانی
مردانه ازین پردهٔ پندار گذشتیم ۵

شد دست دعا خار به زیر قدم ما
از بس که ازین مرحله هموار گذشتیم ۶

صائب چو گران بود به رنجور عیادت
از دیدن آن نرگس بیمار گذشتیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۰ - ما خنده را به مردم بی‌غم گذاشتیم
گوهر بعدی:غزل ۱۳۲ - خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.