هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس غم و اندوه شاعر در غیبت معشوق است. او با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های گوناگون، مانند پسته سبز، دود شمع، صدف بدون گوهر، و چمن بی‌گل، عمق تنهایی و دلتنگی خود را به تصویر می‌کشد. شاعر حتی نفس‌کشیدن را بدون معشوق، مانند تیری که از کمان رها شده می‌داند و جهان را بدون او تاریک و بی‌روح توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۱۶۲ - زبان چو پسته شود سبز در دهن بی‌تو

زبان چو پسته شود سبز در دهن بی‌تو
گره چو نقطه شود رشتهٔ سخن بی‌تو

نفس گسسته چو تیری که از کمان بجهد
برون ز خانه دود شمع انجمن بی‌تو

صدف ز دوری گوهر، چمن ز رفتن گل
چنان به خاک برابر نشد که من بی‌تو

شود ز شیشهٔ خالی خمار می‌افزون
غبار دیده فزاید ز پیرهن بی‌تو

به چشم شبنم این بوستان گل افتاده است
ز بس گریسته در عرصهٔ چمن بی‌تو

ز ما توقع پیغام و نامه بیخبری است
گره فتاده به سررشتهٔ سخن بی‌تو

تو رفته‌ای به غریبی و از پریشانی
شده است شام غریبان مرا وطن بی‌تو

به روی گرم تو ای نوبهار حسن، قسم
که شد فسرده دل صائب از سخن بی‌تو
کانال گوهرین در ایتا
۵۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۱ - ز گل فزود مرا خارخار خندهٔ تو
گوهر بعدی:غزل ۱۶۳ - عقده‌ای نگشود آزادی ز کارم همچو سرو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.