هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عاشق از جفاهای معشوق است. عاشق از دل‌سوزی‌ها و اشک‌هایش می‌گوید و چگونه معشوق با بی‌وفایی و جفا، دل او را خون کرد. در نهایت، عاشق با بیان احساساتش، دیگران را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و درد عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت از روابط پیچیده انسانی دارد.

غزل ۵۱ - دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش

دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش
او از جفا خون کرد و من از دیده بیرون کردمش ۱

گفتا چه شد آن دل که من از بس جفا خون کردمش
گفتم که با خون جگر از دیده بیرون کردمش ۲

گفت آن بت پیمان‌گسل جستم ازو چون حال دل
خون ویم بادا بحل کز بس جفا خون کردمش ۳

ناصح که می‌زد لاف عقل از حسن لیلی وش بتان
یک شمه بنمودم به او عاشق نه مجنون کردمش ۴

ز افسانهٔ وارستگی رستم ز شرم مدعی
افسانه‌ای گفتم وزان افسانه افسون کردمش ۵

از اشک گلگون کردمش گلگون رخ آراسته
موزون قد نو خاسته از طبع موزون کردمش ۶

هاتف ز هر کس حال دل جستم چو او محزون شدم
ور حال دل گفتم به او چون خویش محزون کردمش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰ - شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش
گوهر بعدی:غزل ۵۲ - پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.