هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و فراق یار مینالد و از نبود او شکوه میکند. او از شبهای تنهایی و گریههایش میگوید و آرزو میکند که یارش بازگردد و رنجهایش را ببیند. شاعر همچنین از خدا میخواهد که شبهایی را در خلوت با او بگذراند و از یار میخواهد که بار درد و غم او را ببیند و در نهایت، شعری را به یادگار میگذارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۱ - کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی
کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی
چو شمع از چشم گریان اشکباریهای من بینی ۱
کجایی ای که خندانم ز وصلت دوش میدیدی
که امشب گریههای زار و زاریهای من بینی ۲
کجایی ای قدحها از کف اغیار نوشیده
که از جام غمت خونابه خواریهای من بینی ۳
شبی چند از خدا خواهم به خلوت تا سحرگاهان
نشینی با من و شب زندهداریهای من بینی ۴
شدم یار تو و از تو ندیدم یاری و خواهم
که یار من شوی ای یار و یاریهای من بینی ۵
برای امتحان تا میتوانی بار درد و غم
بنه بر دوش من تا بردباریهای من بینی ۶
برای یادگار خویش شعری چند از هاتف
نوشتم تا پس از من یادگاریهای من بینی ۷
چو شمع از چشم گریان اشکباریهای من بینی ۱
کجایی ای که خندانم ز وصلت دوش میدیدی
که امشب گریههای زار و زاریهای من بینی ۲
کجایی ای قدحها از کف اغیار نوشیده
که از جام غمت خونابه خواریهای من بینی ۳
شبی چند از خدا خواهم به خلوت تا سحرگاهان
نشینی با من و شب زندهداریهای من بینی ۴
شدم یار تو و از تو ندیدم یاری و خواهم
که یار من شوی ای یار و یاریهای من بینی ۵
برای امتحان تا میتوانی بار درد و غم
بنه بر دوش من تا بردباریهای من بینی ۶
برای یادگار خویش شعری چند از هاتف
نوشتم تا پس از من یادگاریهای من بینی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۰ - روز و شب خون جگر میخورم از درد جدایی
گوهر بعدی:غزل ۸۲ - شستم ز میدر پای خم، دامن ز هر آلودگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.