هوش مصنوعی:
این متن یک مرثیهی ادبی است که در ستایش و سوگ فردی بزرگ و فرهیخته سروده شده است. شاعر از فضایل اخلاقی، هنری و معنوی این شخصیت سخن میگوید و تأثیر عمیق او بر عاشقان، عارفان و جامعه را توصیف میکند. متن با تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا، فقدان این شخصیت را به عنوان خزان عمر و نابودی یک گلستان توصیف میکند و اندوه عمومی ناشی از این فقدان را بیان میدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است و درک آن نیازمند آشنایی با اصطلاحات و استعارههای پیچیدهی شعر کلاسیک فارسی دارد. همچنین، موضوع سوگ و مرثیه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۶ - خسرو کشور سخن مشتاق
خسرو کشور سخن مشتاق
صاحب رای پیر و طبع جوان ۱
قطب سادات آن که میبخشید
قالب لفظ را ز معنی جان ۲
آن که از بحر طبع گوهرزای
چون شدی در شاهوار افشان ۳
از لالی نظم او گشتی
منفعل گوهر و خجل عمان ۴
آن که اشعار او که در هر یک
آشکار است رازهای نهان ۵
عاشقان راست چارهٔ غم عشق
عارفان راست مایهٔ عرفان ۶
آنکه پیوسته از حجاب خفا
بردی از خامه مداد بیان ۷
نوعروسان بکر معنی را
موکشان سوی جلوهگاه عیان ۸
طوطی بذله گوی گلشن دهر
بلبل خوش نوای باغ جهان ۹
چون درین تنگ آشیانه ندید
جای پرواز و عرصهٔ طیران ۱۰
طایر روح لامکن سیرش
کرد آهنگ روضهٔ رضوان ۱۱
حیف و صدحیف از آن یگانهٔ دهر
حیف و صدحیف از آن وحید زمان ۱۲
که سرا بوستان عمرش را
موسم دی رسید و فصل خزان ۱۳
از نوای حیات چون لب بست
آن خوش آهنگ مرغ خوش الحان ۱۴
شد تذروش به باغ نوحه سرا
عندلیبش به باغ مرثیه خوان ۱۵
رفت و در ماتم و مصیبت او
از زمین شد بلند تا کیوان ۱۶
از دل شیخ و شاب ناله و آه
از لب مرد و زن خروش و فغان ۱۷
چون سوی باغ خلد کرد آهنگ
هاتف از خامهٔ شکسته زبان ۱۸
بهر تاریخ زد رقم (دایم
جام مشتاق باد صحن جنان) ۱۹
صاحب رای پیر و طبع جوان ۱
قطب سادات آن که میبخشید
قالب لفظ را ز معنی جان ۲
آن که از بحر طبع گوهرزای
چون شدی در شاهوار افشان ۳
از لالی نظم او گشتی
منفعل گوهر و خجل عمان ۴
آن که اشعار او که در هر یک
آشکار است رازهای نهان ۵
عاشقان راست چارهٔ غم عشق
عارفان راست مایهٔ عرفان ۶
آنکه پیوسته از حجاب خفا
بردی از خامه مداد بیان ۷
نوعروسان بکر معنی را
موکشان سوی جلوهگاه عیان ۸
طوطی بذله گوی گلشن دهر
بلبل خوش نوای باغ جهان ۹
چون درین تنگ آشیانه ندید
جای پرواز و عرصهٔ طیران ۱۰
طایر روح لامکن سیرش
کرد آهنگ روضهٔ رضوان ۱۱
حیف و صدحیف از آن یگانهٔ دهر
حیف و صدحیف از آن وحید زمان ۱۲
که سرا بوستان عمرش را
موسم دی رسید و فصل خزان ۱۳
از نوای حیات چون لب بست
آن خوش آهنگ مرغ خوش الحان ۱۴
شد تذروش به باغ نوحه سرا
عندلیبش به باغ مرثیه خوان ۱۵
رفت و در ماتم و مصیبت او
از زمین شد بلند تا کیوان ۱۶
از دل شیخ و شاب ناله و آه
از لب مرد و زن خروش و فغان ۱۷
چون سوی باغ خلد کرد آهنگ
هاتف از خامهٔ شکسته زبان ۱۸
بهر تاریخ زد رقم (دایم
جام مشتاق باد صحن جنان) ۱۹
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۹
۵۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - شمع بزم اهل دل آقا علیاکبر که بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.