هوش مصنوعی: شاعر در خواب، معشوق خود را می‌بیند و از باغ وصال او گلی می‌چیند. مرغ سحری او را از خواب بیدار می‌کند و افسوس می‌خورد که ای کاش بیدار نمی‌شد.
رده سنی: 15+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین، زبان و سبک آن متعلق به ادبیات کلاسیک است که ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

رباعی ۴۳۹ - در خواب جمال یار خود میدیدم

در خواب جمال یار خود میدیدم
وز باغ وصال او گلی می‌چیدم ۱

مرغ سحری زخواب بیدارم کرد
ای کاش که بیدار نمی‌گردیدم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۴۳۸ - ز آمیزش جان و تن تویی مقصودم
گوهر بعدی:رباعی ۴۴۰ - روزی ز پی گلاب می‌گردیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.