هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و عاشقی، رنج‌های عاشقانه، امید به بهبودی و طلب کمک از خداوند سخن می‌گوید. شاعر از معشوق خود می‌خواهد که به او توجه کند و از فریب رقیبان دوری کند. همچنین، او از خداوند طلب مدد می‌کند و امیدوار است که با دعای صبحگاهی به آرامش برسد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۶ - به ملازمان سلطان که رساند این دعا را

به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟
که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را ۱

ز رقیبِ دیوسیرت، به خدای خود پناهم
مَگَر آن شهابِ ثاقِب مددی دهد، خدا را! ۲

مُژِه‌یِ سیاهت اَرْ کرد به خونِ ما اشارت
ز فریبِ او بیندیش و غلط مکن، نگارا ۳

دلِ عالمی بِسوزی چُو عِذار بَرفُروزی
تو از این چه سود داری، که نمی‌کنی مدارا؟ ۴

همه‌شب در این اُمیدم که نسیمِ صبحگاهی
به پیام آشنایان، بنوازد آشنا را ۵

چه قیامت است جانا، که به عاشقان نمودی؟
دل و جان فدای رویت، بِنَما عِذار ما را ۶

به خدا، که جرعه‌ای دِه تو به حافظِ سحرخیز
که دعایِ صبحگاهی، اثری کند شما را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۹۵۱
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵ - دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
گوهر بعدی:غزل ۷ - صوفی بیا که آینه صافیست جام را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.