هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دوری از معشوق و رنج هجران میگوید، اما با وجود این دوری، خود را صبور و مقاوم میداند. او از پشیمانی و ندامت سخن میگوید و با وجود سختیها، احساس آرامش و قدرت درونی دارد. شاعر همچنین از بیخوابی و بیقراری شبها مینویسد اما در عین حال، از جمعیت و انبوهی مشکلات خود یاد میکند. در پایان، او از بیهودهگویی دیگران شکایت دارد و از کلفتکاری آنها مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و هجران است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۸ - دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
درین کار آزمودم خویش را خوش طاقتی دارم ۱
به حال مرگ باشد هرکه دور افتد ز غمخواری
من از دلدار دور افتادهام خوش حالتی دارم ۲
از آن کو رخت بستم وز سگ او خواستم همت
کنون چون سگ پشیمان نیستم چون همتی دارم ۳
شبم بیزلف او صد نیش عقرب نیست در بستر
چو چشم دیر خواب خویش مهد راحتی دارم ۴
نبرد اسباب عیشم مو به مو باد پریشانی
جدا زانطره و کاکل عجب جمعیتی دارم ۵
نمیسازم کمال عجز خود پیش سگش ظاهر
تعالی الله بر استغنا چه کامل قدرتی دارم ۶
سخن در پرده گفتن محتشم تاکی زبان درکش
که پر بیهوده میگوئی و من بد کلفتی دارم ۷
درین کار آزمودم خویش را خوش طاقتی دارم ۱
به حال مرگ باشد هرکه دور افتد ز غمخواری
من از دلدار دور افتادهام خوش حالتی دارم ۲
از آن کو رخت بستم وز سگ او خواستم همت
کنون چون سگ پشیمان نیستم چون همتی دارم ۳
شبم بیزلف او صد نیش عقرب نیست در بستر
چو چشم دیر خواب خویش مهد راحتی دارم ۴
نبرد اسباب عیشم مو به مو باد پریشانی
جدا زانطره و کاکل عجب جمعیتی دارم ۵
نمیسازم کمال عجز خود پیش سگش ظاهر
تعالی الله بر استغنا چه کامل قدرتی دارم ۶
سخن در پرده گفتن محتشم تاکی زبان درکش
که پر بیهوده میگوئی و من بد کلفتی دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - دانسته باش ای دل کزان نامهربانت میبرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.