هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان عشق و ارادت بیپایان شاعر به معشوق و خدا میپردازد. شاعر از هجران و رنجهای عشق میگوید اما تاکید میکند که هیچچیز نمیتواند رشته ارادت او را بگسلد. او از معبد و عبادت سخن میگوید و اشاره میکند که یک شب نیاز در این معبد، برابر با هزار سال عبادت است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۲ - یگانهای در دل میزند به دست ارادت
یگانهای در دل میزند به دست ارادت
که جای موکب حسنش ز طرف ماست زیادت ۱
اگر کشاکش زور قضا بود ز دو جانب
میانهٔ من و او نگسلد کمند ارادت ۲
در این ولایت پرشور و فتد خانهٔ کنعان
چهها که مادر ایام کرد در دو ولایت ۳
شکسته رنگی رنج خمار هجر زحد شد
ز گوشهای بدرآ سرخوش ای سهیل سعادت ۴
فتاده حوصلهٔ مرغ روح تنگ خدا را
بده به خسته پیکان خود نوید عیادت ۵
به معبدیست رخ محتشم که میکند آنجا
نیاز یک شبه کار هزار ساله عبادت ۶
که جای موکب حسنش ز طرف ماست زیادت ۱
اگر کشاکش زور قضا بود ز دو جانب
میانهٔ من و او نگسلد کمند ارادت ۲
در این ولایت پرشور و فتد خانهٔ کنعان
چهها که مادر ایام کرد در دو ولایت ۳
شکسته رنگی رنج خمار هجر زحد شد
ز گوشهای بدرآ سرخوش ای سهیل سعادت ۴
فتاده حوصلهٔ مرغ روح تنگ خدا را
بده به خسته پیکان خود نوید عیادت ۵
به معبدیست رخ محتشم که میکند آنجا
نیاز یک شبه کار هزار ساله عبادت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱ - وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.