هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از درد هجران، اضطراب، و ناامیدیهای زندگی سخن میگوید. او از روزگار ناسازگار و نیرنگهای زمانه شکایت دارد و به عشق ناکام و تأثیر آن بر روح و جان خود اشاره میکند. همچنین، از تأثیر بوی معشوق و مستی ناشی از آن یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک آن به بلوغ عاطفی و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۳ - چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت
چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت
سکون سفینه به گرداب اضطراب انداخت ۱
فلک ز بد مددیها تمام یاران را
چو دست بست گلیم مرا در آب انداخت ۲
زمانه دست من اول به حیله بست آن گه
ز چهره شاهد مقصود را نقاب انداخت ۳
به جنبشی که نمود از نسیم کاکل او
هزار رشتهٔ جان را به پیچ و تاب انداخت ۴
گرفت محتشم از ساقی غمش جامی
که بوی او من میخواره را خراب انداخت ۵
سکون سفینه به گرداب اضطراب انداخت ۱
فلک ز بد مددیها تمام یاران را
چو دست بست گلیم مرا در آب انداخت ۲
زمانه دست من اول به حیله بست آن گه
ز چهره شاهد مقصود را نقاب انداخت ۳
به جنبشی که نمود از نسیم کاکل او
هزار رشتهٔ جان را به پیچ و تاب انداخت ۴
گرفت محتشم از ساقی غمش جامی
که بوی او من میخواره را خراب انداخت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲ - یگانهای در دل میزند به دست ارادت
گوهر بعدی:غزل ۵۴ - دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.