هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و نابرابر سخن می‌گوید. شاعر از محبوبی می‌نالد که با وجود داشتن قدرت و لطف بی‌کران، از دادن کوچک‌ترین توجهی به او دریغ کرده است. در حالی که به دیگران محبت فراوان می‌کند، از شاعر حتی یک نگاه هم دریغ داشته است. این شعر بیانگر درد عاشقی است که در عین فداکاری، بی‌پاسخ مانده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن حزن‌انگیز و بیان ناامیدی در عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۱۲۱ - آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت

آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت
دریای لطف بود و نم از من دریغ داشت ۱

صدنامهٔ بی‌دریغ رقم زد به نام غیر
وز کلک خویش یک رقم از من دریغ داشت ۲

اغیار را به عشوهٔ شیرین هلاک کرد
وز کینهٔ زهر چشم هم از من دریغ داشت ۳

صد بار سرخ شد دم تیغش به خون غیر
این لطفهای دم به دم از من دریغ داشت ۴

با مدعی که لایق بیداد هم نبود
صد لطف کرد و یک ستم از من دریغ داشت ۵

من جان فشاندم از طمع بوسه‌ای بر او
او توشه ره عدم از من دریغ داشت ۶

کردم گدائی نگهی محتشم ازو
آن پادشاه محتشم از من دریغ داشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۰ - گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲ - بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.