هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که در آن شاعر از درد عشق، رنج‌های روحی و احساسات پیچیده خود سخن می‌گوید. او از غم، غیرت، آتش عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌نویسد و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند آتش، شمع، مرغ جان و ساغر، احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به بلوغ فکری و تجربه‌های عاطفی نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۱۳۲ - با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت

با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
در نزد آتش غیرت به دلم در زد و رفت ۱

جست برقی و به جان طمع آتش زد و سوخت
دی که ساغر زده از کلبهٔ من سر زد و رفت ۲

آتشی سر زد و شدشمع طرب خانهٔ دل
مرغ جان آمد و گرد سر او پر زد و رفت ۳

میزد او خود در صحبت چو من از بی‌صبری
در تکلیف زدم بر در دیگر زد و رفت ۴

خواستم در سر مستی شومش دامن‌گیر
ناگهان سر زد و دامن به میان بر زد و رفت ۵

آن که ساغر زده از مجلس غیر آمده بود
وه که در مجلس ما سنگ به ساغر زد و رفت ۶

آشکارا به رخ خاکی من پای نهاد
سکهٔ مهر من غم زده بر زر زد و رفت ۷

ملتفت گرچه به سمبل شدن صید نشد
ناوک افکند و دوید از پی و خنجر زد و رفت ۸

گفتمش مرغ دلم راست به پا رشتهٔ دراز
گرهی بر سر آن زلف معنبر زد و رفت ۹

داغدار تو چنان ساخت که سوزش نرود
زان تعافل که برین سوخته اختر زد و رفت ۱۰

این ابتر بود که نامد دگر آن آفت جان
که ره محتشم بی دل ابتر زد و رفت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۱ - شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳ - خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.