هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عشق و اشتیاق خود را به دوستش بیان میکند و آرزو میکند که حتی اگر به طور مستقیم با او ارتباط نداشته باشد، نشانهای از او دریافت کند. او از حسرت دوری از دوستش میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز را به اندازهی دوستش ارزشمند نمیداند. شاعر حتی حاضر است برای آزادی دل دوستش از غم، خود را فدا کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۶۱ - صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
بیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست ۱
به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست ۲
و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار
برای دیده بیاور غباری از در دوست ۳
من گدا و تمنای وصل او هیهات
مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست ۴
دل صنوبریم همچو بید لرزان است
ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست ۵
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست ۶
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست ۷
بیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست ۱
به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست ۲
و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار
برای دیده بیاور غباری از در دوست ۳
من گدا و تمنای وصل او هیهات
مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست ۴
دل صنوبریم همچو بید لرزان است
ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست ۵
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست ۶
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۸۵۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰ - آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
گوهر بعدی:غزل ۶۲ - مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.